اشتباهات پرتکرار والدین در تربیت فرزندان

 

اگر میخواهید برای فرزند خود بهترین پدر و مادر دنیا باشید بهتر است برخی از اشتباهات رایج والدین در تربیت فرزندان خود را انجام ندهید.

؛ همه ما ایده‌هایی درباره رفتار با نوزادان و کودکانمان داریم؛ اما وظیفه والدین، آموختن درباره شیوه‌های تربیت کودکان است.

یکی از مشکلات در تربیت کودک، غلبه باور عمومی بر یافته‌های تحقیقی روان‌شناسان در رفتار والدین است. والدین به این دلیل که سالیان سال اغلب مردم به یک ایده تربیتی در رفتار با کودک اعتقاد داشته‌اند، خود را به آن متعهد می‌دانند؛ در حالی که یافته‌های تحقیقی جدید روان‌شناسان ممکن است از بی‌اعتباری یا حتی پرهزینه بودن آن رفتار حکایت کند.

این پنج کار، نمونه‌هایی از این ایده‌ها هستند که والدین در اغلب کشورهای دنیا از آن به‌عنوان رفتارهای رایج در تربیت کودک استفاده می‌کنند؛ پنج کاری که اغلب روان‌شناسان به‌خصوص روان‌شناسان کودک بر انجام ندادن آنها تأکید کرده‌اند.

البته یادتان باشد برای اینکه رفتار شما خالی از این پنج مورد شود، به زمان نیاز دارید.

این پنج مورد همهٔ رفتارهایی نیست که شما به‌عنوان یک والد ممکن است به اشتباه انجام دهید. رفتارهای بسیار زیاد دیگری نیز در تربیت اغلب والدین وجود دارد که نیاز به اصلاح دارد؛ اما این پنج مورد مهم‌ترین آنهاست که بیشتر والدین از آنها استفاده می‌کنند.

والدینی که معتقدند در صورتی که به بچه‌شان غذا ندهند او غذا نمی‌خورد، آیا تا به حال برای چند روز این کار را امتحان کرده‌اند؟ یا تنها در یک یا دو موقعیت که با این ادعای کودکشان مواجه شده‌اند، جا زده‌اند و دوباره خودشان وظیفه غذادادن را به عهده گرفته‌اند؟
  1. آیا به کودکم اجازه دهم پیش من بخوابد؟ هرگز!

چند وقت پیش در خبری اعلام شد، مادری که فرزند ۳ساله‌اش را پیش خود خواباند، بر اثر افتادن روی کودک موجب خفگی او شد. این اتفاق وحشتناک است. اما توصیه اکید روان‌شناسان برای اجازه ندادن به کودک برای خوابیدن پیش والدینش تنها به دلیل این پیامدها نیست.

دلایل روان‌شناختی و تربیتی بسیار زیادی نیز در این باره وجود دارد. یکی از مهم‌ترین این دلایل، استقلال نیافتن کودک خواهد بود. البته یکی از مهم‌ترین موارد که باید مورد توجه قرار دهید، این است که منظور از این بچه‌ها، کودکان بالای دو سال هستند.

کودکان زیر دوسال باید در تختی که کنار تخت والدین‌شان قرا دارد بخوابند تا در صورتی که خطری آنها را تهدید کرد، بتوانند سریع واکنش نشان دهند.

بنابراین یادتان باشد که اگر فرزند بالاتر از دو سال شما تمایل به خوابیدن پیش شما را دارد، بعد از مدتی به تنها خوابیدن عادت خواهد کرد. فقط شما باید این مسئله را بخواهید.

  1. مراحل مختلف غذادادن به بچه‌ام را باید خودم انجام دهم؟ هرگز!

دکتر مارتین سلیگمن، روان‌شناس مشهور معاصر، معتقد است غذا دادن به بچه‌ای که خودش می‌تواند غذا بخورد، تنها موجب درمانده شدن او و زود جازدن و خستگی در برابر مشکلاتی می‌شود که در بزرگسالی تجربه می‌کند.

این تنها ادعایی روان‌شناسانه نیست و نتیجه تحقیقات زیاد این روان‌شناس بزرگ آمریکایی است. وقتی شما به کودکتان غذا می‌دهید، به او این پیام را می‌دهید که خودش توان این کار را ندارد.

برخی از والدین ادعا می‌کنند که اگر این کار را نکنند، فرزندشان غذا نمی‌خورد. پاسخ سلیگمن را بخوانیم: «این فقط یک پیش‌بینی از رفتاری است که ما تنها گوشه‌ای از آن را دیده‌ایم.

والدینی که معتقدند در صورتی که به بچه‌شان غذا ندهند او غذا نمی‌خورد، آیا تا به حال برای چند روز این کار را امتحان کرده‌اند؟ یا تنها در یک یا دو موقعیت که با این ادعای کودکشان مواجه شده‌اند، جا زده‌اند و دوباره خودشان وظیفه غذادادن را به عهده گرفته‌اند؟» سلیگمن می‌گوید: «در این رابطه باید کمی سخاوتمند باشید و نگران هدررفتن غذا یا کثیف شدن میز یا فرشتان هم نباشید. این هزینه آموزش خودکنترلی به کودکان است.»

  1. آیا می‌توانم از تلویزیون یا بازی‌های کامپیوتری به‌عنوان ابزاری برای ساکت کردن فرزندم استفاده کنم؟ هرگز!

وقتی پدر و مادری از شیطنت‌های کودکشان در خانه خسته می‌شوند، به‌دنبال یک بچه‌خفه‌کن می‌گردند! در سال‌های اخیر این بچه‌خفه‌کن، تماشای تلویزیون یا استفاده از بازی‌های کامپیوتری است.

این واکنش در برابر شیطنت‌های کودک به‌هیچ‌عنوان درست نیست. وقتی مدام این اتفاق رخ می‌دهد، کودکتان یاد می‌گیرد که هر وقت بخواهد تلویزیون تماشا کند یا بازی کند، باید شیطنت کند.

بازی‌های کامپیوتری و تماشای تلویزیون که به این صورت انجام می‌گیرد نیز معمولاً از کنترل لازم خارج شده و مسائلی پیش می‌آورد که روان‌شناسان به‌عنوان خطرات استفاده زیاد از این وسایل ذکر کرده‌اند.

  1. آیا می‌توانم هنگام تربیت فرزندم از دیگرانی که او می‌شناسد، استفاده کنم؟ هرگز!

مادران و پدران بسیار زیادی وجود دارند که در موقع تربیت فرزندشان به او مدام یادآوری می‌کنند که مادربزرگ یا پدربزرگشان در تربیت آنها اعتقاد داشته که باید فلان کار را انجام داد یا اینکه عمو یا خاله او اعتقاد دارد که ما تو را زیادی لوس کرده‌ایم و از این قبیل اظهارنظرها.

طبیعتاً با تکرار چنین نقل‌قول‌هایی نه‌تنها به هدفتان که اصلاح رفتار کودک است نمی‌رسید، بلکه او را نسبت به خودتان بی‌اعتماد می‌کنید، زیرا به او یادآوری می‌کنید که نمی‌توانید به صورتی مستقل رفتار کنید و او را هم نسبت به این افراد متنفر می‌کنید.

  1. آیا می‌توانم برخی اوقات خونسردی‌ام را از دست بدهم؟ هرگز!

برخی اوقات که کودک‌تان اشتباهی انجام می‌دهد، واقعاً لازم است به جای تلاش برای کنترل بچه‌تان، خودتان را کنترل کنید. این بدان معناست که برای یک لحظه به خودتان القا کنید کودکتان متعلق به فرد دیگری است نه متعلق به شما. بنابراین گامی به عقب بردارید و واکنشی را که بیشتر مؤثر است در نظر بگیرید.

راه‌حل‌های زیادی وجود دارد. اما اگر خونسرد نباشید، هیچ‌یک را نخواهید یافت.

به سوالات کودک درباره مرگ چگونه پاسخ دهیم؟

  • احساسات خود را در مورد مرگ توضیح بدهید. سوگواری یك قسمت بسیار مهم برای التیام غم مرگ عزیزان است و این هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نباید با سوگواری شدید، وحشت زده كرد،

کودکان ذهنی کنجکاو دارند و دوست دارند در رابطه با همه چیز اطلاعاتی داشته باشند ، برای یافت پاسخ سوالات خود گاهی از بزرگتر هایشان کمک می گیرند. مسئله ی مرگ یکی از این مسائل است که توضیح دادن آن برای کودک امر بسیار دشواری است ، به خصوص اگر پدر و مادر در وضعیتی باشند که نتوانند این مسئله را به طور کامل شرح دهند.

شاید باعث تعجب باشد كه بدانید حتی كودكان ۲ ساله از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هایشان یا برنامه های تلویزیون از مرگ می شنوند، یا در اطراف خود حیوانات خانگی یا خیابانی مرده را می بینند. علی رغم این موارد، هیچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمی دانند. آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان یك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند.

آنها تصور می كنند كه اجساد هنوز می خورند و می خوابند و كارهای همیشگی خود را انجام می دهند، فقط با این فرق كه این كارها را یا در آسمانها و یا در زیر خاك انجام می دهند. حتی وقتی یكی از اولیا یا خواهران و برادران كودك درگذشته است، او نمی تواند این اتفاق را برای آنها در نظر بگیرد.

كودكان به روشهای مختلف نسبت به مرگ واكنش نشان می دهند:

اصلاً تعجب نكنید اگر كودك ۲ ساله ای در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند یا كودك ۵ ساله ای نخواهد به مهد كودك همیشگی اش برود، چرا كه كودك در جست و جوی علت پریشانی و غمگینی بزرگترها است و می خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغییر كرده است. او با خودش فكر می كند چرا به ناگهان جهان اطرافش این همه نگران كننده شده است.

از سوی دیگر، ممكن است كودكی هم باشد كه اصلاً واكنشی به مرگ نشان ندهد یا گاه گاهی در بین شادی و خوشحالی های كودكانه اش به یاد آن بیفتد كه این هم كاملاً طبیعی است و دلیل سنگدلی كودك نیست!

اصولاً كودكان این مفهوم را كم كم و به آهستگی درك می كنند و نباید انتظار داشت كه همه موضوع را در یك لحظه یا یك روز بفهمند و حتی بسیاری از آنها تا وقتی كه كاملاً احساس امنیت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمی دهند، یعنی فرایندی كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بینجامد، بخصوص اگر مرگ عزیزی را شاهد بوده باشند.بعضی از كودكان رفتارهایی انجام می دهند كه به نظر عجیب می رسد. مثل بازیهای تشییع جنازه یا ادای مردن كسی را درآوردن. این هم امری طبیعی است، حتی اگر به نظر بزرگترها غیر معقول باشد. بنابراین، این روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نباید از كودك گرفت.

احساسات خود را در مورد مرگ توضیح بدهید. سوگواری یك قسمت بسیار مهم برای التیام غم مرگ عزیزان است و این هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نباید با سوگواری شدید، وحشت زده كرد، ولی از طرفی هم نباید مسأله را بی اهمیت جلوه داد. به كودك باید توضیح داد كه بزرگترها هم نیاز به گریه كردن دارند و اینكه ما به خاطر از دست دادن كسی ناراحت هستیم. در غیر این صورت، كودك كنجكاوانه تغییرات خلقی شما را درك می كند و بخصوص وقتی حس كند مسأله ای وجود دارد، ولی شما سعی در مخفی كردن آن دارید، نگران تر می شود.

به سؤالات كودك پاسخ دهید. كنجكاوی كودكان درباره مرگ یك امر عادی است و نباید از سؤالات آنها فرار كرد، بلكه بهتر است از فرصت پیش آمده استفاده كرده و به كودك كمك كنیم تا بتواند با مسأله از دست دادن دیگران روبرو بشود.

جوابهای آسان و كوتاه عرضه كنید. كودكان قدرت درك اطلاعات پیچیده و سنگین را ندارند. بنابراین سعی كنید برای توضیح مرگ وارد جزئیات و بحثهای پیچیده آن نشوید. آنچه برای كودكان بخصوص زیر ۵ سال درك بهتری دارد، توضیح مرگ به عنوان توقف تمام كارهای جسمانی است. مثلاً به او گفته شود مردن این گربه یعنی اینكه او دیگر راه نمی رود یا غذا نمی خورد و چیزی را نمی بیند و هیچ دردی را احساس نمی كند و جسم آن دیگر كار نمی كند.

كودكان نیاز دارند در مورد خودشان اطلاعاتی داشته باشند. ممكن است بپرسند كه «من كی می میرم؟» كه در جواب بهتر است گفته شود «هیچ كس نمی داند كه كی كسی می میرد، ولی بیشتر ما زمان خیلی خیلی زیادی زندگی می كنیم.

من مطمئنم كه تو تا وقتی كه خیلی پیر بشوی، زندگی می كنی.» یا ممكن است كودك بپرسد: «مامان، تو كی می میری؟» این سؤال معمولاً برای اولیا خیلی تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از این نوع سؤال این است كه آیا تو از من مراقبت می كنی و یا چه كسی بعد از این از من مراقبت می كند، بنابراین بهتر است به كودك گفته شود «مامان قوی و سالم است و خیلی خیلی وقت زیادی، پیش تو خواهد ماند.» حتی به كودكان زیر ۵ سال توصیه می شود اولیا بگویند «مامان نمی میرد»، «بابا نمی میرد». بنابراین اگر اینگونه جواب بدهیم كه «فرزند عزیزم همه ما یك روزی می میریم» برای كودك مانند این است كه بگوییم ما همین امروز می میریم.

واژه های مسأله ساز

در بخش نخست مقاله، به چگونگی نگاه كودكان به مقوله مرگ و اینكه آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان یك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند، اشاره شد. و همچنین نكته هایی برای ایجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پایانی ، سایر نكات مهم در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد. از عبارت هایی كه به یك امرخوب اشاره می كند، پرهیزكنید.

عبارت های معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «درآرامش استراحت كردن» یا «خواب ابدی» یا «رفتن به یك جای دور» برای خردسالان بسیارگیج كننده است. پس نگویید كه «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یك جای دوررفته است». كودك ممكن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فكركند كه او هم ممكن است بخوابد و دیگر برنگردد، یا اگر شما به خرید و كار بروید، فكركند كه شما هم برنمی گردید. مرگ را هرچه قابل لمس تر برای او توضیح بدهید مثلاً بگویید: «پدربزرگ خیلی خیلی پیرشده بود و بدن اش قادر به كاركردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مریض بوده اطمینان حاصل كنید كه كودك بفهمد مریض شدن مثل سرماخوردن معنی مردن نمی دهد. به او توضیح بدهید كه این مریضی ها نمی تواند كسی را بكشد.

درمورد كاربرد واژه های خداوند و بهشت با احتیاط كامل رفتاركنید. دقت كنید این مفاهیم را برای یك كودك ۵ساله یا حتی كوچكتر به كار می برید و هدف شما این است كه او را آرام كنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نكنید.

برای مثال اگر بگویید «مادربزرگ الآن خیلی خوشحال است چون توی بهشت است» كودك فكرمی كند «چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است اگر همه كسانی كه دور و برمن هستند، این همه ناراحتند؟!» یا مثلاً بگویید كه «عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پیش خودش برد.» كودك فكرمی كند اگر خدا عمو را پیش خودش برده چون خوب بوده پس ممكن است مامان، من یا هركس خوب دیگری را نیز پیش خودش ببرد!!» یا «اگر من هم خیلی خوب باشم می توانم برم پیش خداوند و بابابزرگ را ببینم» یا اینكه «سعی كنم كه بچه بدی باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم!» بنابراین عبارتی به كار ببرید كه او را نگران تر نسازد. مثلاً بگویید: «ما خیلی ناراحتیم كه بابابزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلی دلتنگ او می شویم ولی این خوب است كه بدانی او الآن پیش خداوند است.»

منتظر واكنش های مختلفی ازسوی كودك باشید. كودكان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه یا خشم نیز پیدامی كنند. بخصوص اگر متوفی یك فرد نزدیك خانواده باشد.

مثلاً كودك ممكن است فكركند خواهرش به خاطر حسادت های او مرده است یا چون او خواهرش را كتك می زده و اذیت می كرده، مرده است و از این احساس به احساس گناه شدید برسد.

گاهی ممكن است كودك نسبت به متوفی خشمگین بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، یا حتی نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.

ازسوی دیگر كودك ممكن است با بروز رفتاری كاملاً بی تفاوت شما را متعجب كند مثلاً بگوید«حالا كه بابا پیش ما نیست، من راحت تر می توانم بازی كنم!» از اینگونه عبارات تعجب نكنید و آنها را به حساب ناتوانی كودك از درك مفهوم پیچیده مرگ بگذارید.

كودكان نمی توانند آنطور كه بزرگترها معنی و اثر مرگ را درك می كنند، این موضوع را درك كنند، بنابراین چنین كودكانی سنگدل و بی احساس نیستند. انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشید. سؤالات تكراری درمورد مرگ و توضیح علائم غم و ناراحتی برای كودك ممكن است مدت ها به طور بینجامد. حتی با بزرگترشدن وی و رشد مهارت های شناختی او، سؤالات تازه تری مطرح می شود.

نگران نباشید كه توضیحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكراری كودكان یك امر طبیعی است. تنها كاری كه باید بكنید این است كه با صبر هرچه تمامتر به آنها پاسخ دهید. به كودك كمك كنید خاطرات خوب فرد فوت شده را به یاد بیاورد. صحبت از شیرینی با او بودن و اجازه تعریف از گذشته دادن به كودك خیلی آرامش می دهد. كودكان به روش های قابل لمس برای سوگواری نیازمند هستند، بنابراین به جای شركت درمراسم تدفین، كودك زیر۵سال می تواند در خانه شمع روشن كند یا یك آواز برای فرد درگذشته بخواند، تصویر او را بكشد یا در مراسم دیگر سوگواری شركت داده شود.دادن یك وسیله از فرد فوت شده به كودك، برای ایجاد احساس آرامش در او بسیار مؤثر است؛ مثلاً می توان یك گردنبند از مادربزرگ را دراتاقش گذاشت.

گاهی اوقات مادر به علت سقط جنین بیمار، دچار سوگ می شود. دراین موارد كودك نیز نگران مادر می شود حتی بدون اینكه بداند حاملگی و تولد چه معنی می دهد. او ممكن است احساس گناه كند و یا به سوگ ازدست رفتن نقش خواهر یا برادر بزرگترشدن خودش بنشیند كه شما ازقبل به او وعده داده بودید. دراین مواقع، كودك احتیاج دارد مطمئن بشود اینگونه مرگ و میر خیلی نادر است، بخصوص اگر شما قصد بارداری دیگری دارید. به كودك باید توضیح داد «بچه فوت شده به اندازه كافی بزرگ نشده بود كه بتواند به دنیا بیاید و بیرون شكم مامان زندگی كند». به كودك خود اجازه بدهید با كشیدن یك نقاشی یا درست كردن یك كاردستی دراین باره سوگواری خود را نشان بدهد.

درمواقعی كه از تلویزیون یك حادثه را مشاهده می كنید، كودك شما اضطراب و نگرانی شما را درك می كند. بنابراین به او بگویید «از اینكه مردم ناراحت شده اند و با سختی روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولی دركنار تو، كودكم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد.» سعی كنید كه كودك هرچه زودتر به زندگی همیشگی و روزمره اش برگردد، فعالیت ها و برنامه های همیشگی به كودك كمك می كند كه زودتر احساس امنیت و آرامش كند. در شرایط دشواری كه خود شما ازیك غم بزرگ دررنج هستید، انتظار رفتاركامل و بدون اشكال ازخود نداشته باشید. دراین مواقع، ممكن است شما جلوی كودك گریه كنید یا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشید كه اینها همه طبیعی است. بنابراین از دوستان و اقوام كمك بخواهید و به یاد داشته باشید هرچه شما به خودتان بیشتر كمك كنید تا با مسأله سوگ كنار بیایید، به كودكتان نیز بیشتر می توانید یاری برسانید.

ترس از مرگ در کودکان

مرگ مادر برای کودک

مرگ والدین کودک

توضیح مفهوم مرگ برای کودکان

توضیح/مرگ والدین برای کودک

سوالات کودکان درباره مرگ

نحوه گفتن خبر مرگ به کودک

با اجازه دادن به کودک در انتخاب لباسش قدرت تصمیم گیری به او میدهید

۸ روش برای آموزش به کودکان تا بتوانند لباس دلخواه خود را برای پوشیدن انتخاب کنند

۸ روش برای آموزش به کودکان تا بتوانند لباس دلخواه خود را برای پوشیدن انتخاب کنند

یادگیری نحوه انتخاب لباس برای پوشیدن، یکی از مهارت‌های ضروری زندگی است که باعث رشد استقلال و تفکر منطقی کودکان می‌شود.  و زمانی که به کودکان یاد داده شود که مستقل شوند، آن‌ها به بزرگسالانی سازنده و با انگیزه تبدیل خواهند شد که قادر هستند در آینده بر روی پاهای خودشان بایستند.  پس اگر تا حالا برای آموزش نحوه انتخاب لباس برای پوشیدن به کودک خود تعلل کرده‌اید، الان بهترین زمان است که این مورد را نیز در لیست مواردی که باید به فرزند خود آموزش دهید، بگنجانید. برای چگونگی این کار در ادامه با ما همراه باشید.

آیا وقتی می‌خواهید لباس بپوشید، همیشه با پسر یا دختر کوچولوی خود در جنگ هستید؟ شما می‌خواهید آنها لباس‌های بادوام و متناسب با آب و هوا بپوشند، اما آنها بدون در نظر گرفتن این موارد دوست دارند مطابق با سلیقه خود پیش روند. در لحظه ای که به آنها می‌گویید، “این را بپوش و آن را نپوش”، در نهایت با یک ناراحتی کامل روبرو می‌شوید که ممکن است کل روز طول بکشد. حتی آنها ممکن است لج کرده و اصلاً چیزی نپوشند، روی زمین خوابیده و حرکت نکنند. بسیاری از والدین نبرد فرزندان خود را هنگام پوشیدن لباس از سر گذرانده اند، پس این امری طبیعی است. این نشانه بزرگی برای بزرگ شدن آنهاست، در نتیجه خوشحال باشید که مسئولیت این تصمیمات ساده در زندگی خود را به دست می‌گیرند، چرا که به همان اندازه که مستقل می‌شوند، می‌توانند در آینده نیز تصمیمات بهتری بگیرند.

  1. به آن‌ها حق انتخاب بدهید

اگر به کودک خود بگویید خودش انتخاب کند کدام لباس را بپوشد، خیلی برایش هیجان انگیز است.  سعی کنید گزینه‌های انتخاب زیاد نباشند، چرا که کودک هنوز یاد نگرفته که چه رنگ‌هایی را باید با هم ست کند. آماده شدن برای بیرون رفتن از خانه به فرزندان این فرصت را می‌دهد تا استقلال را تمرین کنند. با این اوصاف، چند راه‌کار وجود دارد که می‌توانید با انجام دادن آن‌ها، این شرایط را از قبل قابل تحمل تر کنید. به فرزندتان اجازه دهید در مورد چیزهایی که برای شما اهمیتی ندارند انتخاب‌هایی انجام دهد؛ آیا می‌خواهید دامن آبی یا شلوار قرمز بپوشید؟ آیا می‌خواهید موهایتان بالا یا پایین باشد؟ و…

  1. با آنها خرید کنید

دفعه دیگر که قصد تهیه لباس برای کودک خود را دارید، در اینجا روش دیگری وجود دارد که می‌توانید آنها را در روند تصمیم گیری گنجانده و به آنها گزینه دهید. اگر در حال خرید آنلاین هستید، این یک روش عالی برای نشستن با فرزندتان و نشان دادن گزینه‌های موجود به او و همچنین صحبت و مشورت با او در مورد انتخاب نوع لباس است. از آنها بپرسید چه چیزی را دوست دارند و چه چیزی را دوست ندارند، به آنها بگویید چه چیزی برای هوای سرد و گرم مناسب است، به آنها اجازه دهید در هنگام خرید آنلاین لباس تصمیم بگیرند چیزهایی را به سبد خرید اضافه کنند. برای تمرین این کار می‌توانید خرید اینترنتی لباس بچه گانه زمستانی جدید در طرح ها و رنگ های متنوع را امتحان کنید.

  1. به آنها اجازه دهید سلیقه‌های مختلفی داشته باشند

درست مثل شما، بچه‌ها نیز دوست داشتن و دوست نداشتن خود را دارند. در مورد ترجیحاتشان با آنها انعطاف پذیر باشید. آنها احتمالاً از احساس پارچه خاصی روی پوستشان متنفر هستند، دقیقاً مثل ما. آنها همچنین ممکن است یک رنگ خاص را ترجیح دهند. ممکن است دخترتان بخواهد مدام لباس بپوشد، یا پسر شما فقط بخواهد با شلوار کوتاه بچرخد. می‌توانید گزینه‌هایی برای لباس پوشیدن به آنها بدهید و همچنین در مورد اهمیت پوشیدن لباس‌های خاص با آنها صحبت کنید تا سرد نشوند.

  1. به آن‌ها زمان بدهید که برای پوشیدن لباس تمرین کنند

زمانی که کودک شما در سنین پایین‌تر است، ممکن است بتواند لباس‌های زیر را بپوشد، موهای خود را مسواک بزند اما بستن بندهای کفش، دکمه پیراهن و حتی کشیدن زیپ ممکن است برای او کمی‌سخت تر باشد. وقتی زمان لباس پوشیدن است، به آنها اجازه دهید این کار را به تنهایی انجام دهند و فقط در صورت نیاز به آنها کمک کنید. به همین منظور می‌توانید لباس‌هایی مانند هودی دخترانه زیبا و شیک (در انواع مدل اسپرت، کلاه‌دار، زیپ‌دار) با قیمت مناسب، خرید کنید.

 اجازه دادن به کودک برای پوشیدن لباس شخصی اعتماد به نفس و شایستگی را در او ایجاد می‌کند. به خاطر داشته باشید که کودکی که خودش لباس را بپوشد زمان بیشتری طول می‌کشد، اما تا آنجا که ممکن است، اجازه دهید خودش لباس بپوشد، مخصوصاً در آخر هفته‌ها که نیاز به عجله ندارید. همچنین قدرت دادن به آنها برای لباس پوشیدن منجر به دلهره‌های کمتری در روزهای مدرسه می‌شود.

  1. لباس پوشیدن را به یک بازی تبدیل کنید

از آن‌جا که زمان مهم است و در خیلی از مواقع شما برای بیرونرفتن از خانه عجله دارید، برای مقابله با این موضوع می‌توانید آن را به یک رقابت تبدیل کنید تا لباس پوشیدن را به بازی تبدیل کنید. با گفتن این که این یک مسابقه است، بگذارید ببینیم چه کسی می‌تواند سریع ترین لباس را بپوشد. جهت هیجانی‌تر شدن این بازی، اگر می‌توانند قبل از شروع به پوشیدن لباس، یک تایمر تنظیم کنید و به کودک خود یک برچسب یا جایزه کوچک دیگر پاداش دهید. شما را واقعا متعجب خواهید کرد که چگونه آن‌ها با اضافه کردن یک عنصر سرگرم کننده، سریع لباس می‌پوشند و سرعت پیشرفت آنها بسیار زیاد می‌گردد.

  1. پوستر مراحل پوشیدن را بسازید

 تنظیم راهنمای گام به گام لباس پوشیدن را با کودک خود به فعالیت دیگری تبدیل کنید. از تصاویر لباس پوشیدن خود یک راهنمای گام به گام برای آنها ایجاد کنید. از مراحل بیدار شدن، مسواک زدن، پیراهن یا لباس پوشیدن، صبحانه خوردن عکس بگیرید، این را در اتاق آنها بچسبانید تا آنها بتوانند هر روز آن را دنبال کنند. این پوستر به کودک شما نشان می‌دهد که هر روز صبح چگونه لباسش را بپوشد.

  1. آماده کردن لباس‌ها از شب قبل از پوشیدن

عادت دادن آن‌ها به اینکه لباس‌هایشان را از شب قبل برای فردا از آماده کنند، به اندازه آماده شدن برای خواب مهم است. آماده کردن لباس‌هایی که می‌توانند برای صبح روز بعد بپوشند می‌تواند از تنش صبحگاهی بکاهد و همچنین انتظار بیدار شدن در صبح روز بعد را ایجاد می‌کند. به فرزندتان اجازه دهید آنچه را که می‌خواهد بپوشد انتخاب کند (این به شما این امکان را می‌دهد تا به او کمک کنید تا تصمیم بگیرد چه لباسی برای آب و هوا بهتر است و زمان را در یافتن لباس مورد علاقه خود که باید کاملاً بپوشد کاهش دهد) و آن را بیرون بکشد و قبل از اینکه بخوابند روی میز یا صندلی خود قرار دهد.

  1. از انتقاد و سرزنش بکاهید

یادگیری لباس پوشیدن برای کودکان خیلی راحت نیست و انتقاد و سرزنش نه تنها این کار را برای آن‌ها آسان نمی‌کند بلکه موجب تشویش خاطر کودک نیز می‌شود.  پس در برابر گفتن چیزهایی مانند؛ ‌ «دکمه پیراهن را اشتباه بستی»،   «دوباره کفش ات رو عوضی پوشیدی»  مقاومت کنید.  چنین حرف‌هایی به کودک شما لطمه می‌زند، تلاش و تقلای کودک را بی‌ارزش می‌کند و موجب از بین رقتن عزت نفس او می‌گردد.  در عوض با تشویق‌های مناسب و صادقانه تلاش و کوشش او را ارج نهید.

ارتباط نقاشی کودک با احساسی که دارد

 

یکی از موضوعات مهم برای درک احساسات و روانشناسی کودک تحلیل نقاشی کودک است. آیا کودک به شکل کاملا تصادفی خطوط و اشکال را به کاغذ منتقل می‌کند؟ یا اینکه نقاشی‌های فرزند شما واقعا می‌توانند دریچه‌ای به درون ذهن و قلب او باشند؟ معنا و مفهوم نقاشی کودک چیست و چگونه می‌توان از طریق نقاشی، در فهم احساسات و مدیریت آنها به کودک کمک کرد؟

یک کودک به روش‌های مختلفی با جهان پیرامون خود ارتباط برقرار می‌کند و ارتباط کلامی تنها یک روزنه‌ی بسیار کوچک به درون ذهن بسیار فعال اوست. درک معنا و مفهوم نقاشی کودک و تحلیل آن، می‌تواند درک عمیق‌تری را از وضعیت ذهنی و روانی او به دست دهد. آنالیز اشکالی که کودک در نقاشی‌های خود تکرار می‌کند و حتی الگوی خط خطی‌ کردنش، درک بهتری را از شخصیت او فراهم کرده و رسانه‌ای را در اختیار والدین و تراپیست‌ قرار می‌دهد تا از طریق آن به کودک کمک کنند که بر موقعیت‌های دشوار و استرس‌زا غلبه کند.

 

ما غالبا برای درک فرزند خود به طور کامل به ارتباط کلامی وابسته هستیم. با این حال، این شکل ارتباط، تنها ده درصد از تمام توانایی انسان برای متصل شدن با جهان اطرافش است. مطالعه بر روی دیگر شکل‌های ارتباطی، بخصوص برای پدر و مادرها مهم است، چرا که بچه‌ها معمولا از احساسات خود آگاه نیستند.

به علاوه، بچه‌های کوچکتر ممکن است به اندازه‌ی کافی در صحبت کردن مهارت نداشته باشند که بتوانند احساسات و خواسته‌های خود را در قالب کلمات درآورند. مطالعه بر روی معنا و مفهوم نقاشی های کودک یک راه مناسب برای فهمیدن طرز فکر و ذهنیت اوست. ابزارهای رنگ‌آمیزی مانند دفتر نقاشی یا کتاب رنگ‌آمیزی را به همراه تعدادی مداد شمعی یا آب رنگ به کودک بدهید و به رنگ‌هایی که استفاده می‌کند، خطوطی که ترسیم می‌کند و احساس کلی شکلی که می‌کشد، دقت کنید. این مشاهده، مسلما چیزهایی زیادی را درباره‌ی او به شما خواهد گفت.

روانشناسان معتقدند که نقاشی، یک روش خوب برای بیان استرس و آرامش یافتن در زمان‌های سخت است. پزشکان موفق شده اند که مشکلاتی مانند شب ادراری، مکیدن شست و لکنت زبان را در طی تراپی‌هایی که شامل نقاشی کشیدن هستند، حل کنند. با این مقاله همراه باشید تا با معنا و مفهوم نقاشی های کودک خود بیشتر آشنا شوید.

نقاشی کودک چه چیزی را به ما نشان می دهند؟

 

درک معنا و مفهوم نقاشی های کودک بینش ارزشمندی را از وضعیت ذهنی او به دست می‌دهد. این کار می‌تواند درباره‌ی هر نوع تجربه‌ی فیزیکی و حتی احساسی که کودک در آن قرار دارد، چیزهایی را به شما نشان دهد.

آیا باید به نخستین احساس خود درباره‌ی نقاشی کودک اعتماد کنید؟

گاهی اوقات اولین حسی که در مشاهده‌ی نقاشی کودک به شما دست می‌دهد، می‌تواند احساسات او را بر شما آشکار کند. به شکلی که او کشیده است نگاه کنید و ببینید چه حسی دارید. آیا این تصویر به نظر شما افسرده یا پریشان کننده می‌رسد؟ پاسخ این پرسش، سرنخ اولیه را برای رمزگشایی از افکار او به شما خواهد داد.

کودک وضعیت روانی خود را با چه رنگ‌هایی آشکار می‌کند؟

 

در یافتن معنا و مفهوم نقاشی های کودک رنگ‌هایی که او استفاده کرده است، در مرتبه‌ی دوم قرار می‌گیرند. کودکان با رشد خود، در معرض گستره‌ی وسیعی از تجربه‌ها و احساسات قرار می‌گیرند و هر چیزی که با آن مواجه می‌شوند، برایشان جالب و جدید است. پاسخ یک کودک سالم به تمامی این اطلاعات و ورودی‌های احساسی، به کار بردن رنگ‌های مختلف در نقاشی است. هرچه تعداد رنگ‌هایی که کودک در نقاشی‌های خود به کار می‌برد بیشتر باشد، یعنی این کودک نسبت به زندگی خود خوشحال‌تر است و هیجان بیشتری دارد.

استفاده از رنگ‌ها در مقایسه با استفاده از یک مداد ساده، به بیان بهتر احساسات کمک می‌کند. بنابراین استفاده‌ی بیش از حد از یک رنگ خاص نیز می‌تواند وضعیت احساسی کودک را نشان دهد. این مورد، در راستای یافته‌های موجود در زمینه‌ی روان‌شناسی رنگ است. به طور کلی، کودکی که زیاد از رنگ‌های آبی و سبز استفاده می‌کند، شاد و سرحال است. رنگ‌های تند و گرم مانند نارنجی و زرد، نشان‌دهنده‌ی شادابی کودک هستند، در حالی که رنگ‌های تیره، بخصوص در نقاشی‌هایی که به خودی خود حاوی افسردگی و ناراحتی هستند، ممکن است از نیاز کودک به گرفتن کمک، خبر دهند.

آیا ناقص یا کامل بودن نقاشی کودک به شخصیت کودک ارتباطی دارد؟

اگر کودک نقاشی خود را مدام نیمه کاره رها می‌کند یا خطوط ضعیف مردد می‌کشد، احتمالا به تشویق و دل‌گرمی نیاز دارد. چنین نقاشی‌هایی، به یک کودک مردد و دارای احساس ناامنی اشاره دارند.

نقاشی‌های نیمه تمام همچنین ممکن است از وجود یک شخصیت بی ثبات و دمدمی مزاج خبر دهند. بهرحال، اگر این الگو با گذشت مدت زمان طولانی‌تر ادامه پیدا کرد، والدین کودک بهتر است مشورت با یک روانشناس را مدنظر داشته باشند. وجود جای پاک کن و اصلاحات زیاد در نقاشی، می‌تواند نشان‌دهنده‌ی سطح بالای اضطراب کودک باشد. برعکس، آرایش و پیرایش زیاد نقاشی، ممکن است نیاز کودک به توجه را نشان دهد.

 

کودک عناصر مختلف را بر چه اساسی در صفحه می‌چیند؟

اینکه کودک در کجای صفحه، تصویر مورد نظر خود را نقاشی می‌کند نیز، بخشی از وضعیت ذهنی او را به ما نشان می‌دهد، اما این موضوع تنها برای بچه‌هایی قابل بررسی است که آنقدر بزرگ هستند که مهارت‌های حرکتی آنها کامل شده باشد. کودکی که در سمت چپ صفحه نقاشی می‌کند یک بچه‌ی خجالتی و درونگراست. این مورد همچنین ممکن است به این معنی باشد که کودک به دنبال حضور یک بزرگسال مراقب بوده یا اینکه در حال پروش دادن شمایل پدر یا مادر خود است. از سوی دیگر، نقاشی در سمت راست صفحه، نشان‌دهنده‌ی تمایل کودک به ارتباط و برونگرا بودن اوست.

معنا و مفهوم نقاشی‌ های رایج کودکان

 

کودک شما تصاویر را در سه مرحله نقاشی می‌کند:

  • مرحله‌ی خط خطی کردن: کشیدن خط‌های رندوم که دارای هیچ معنی خاصی نیستند.
  • مرحله پیش از طرح: این مرحله به زمانی گفته می‌شود که کودک سعی دارد چیزهایی را که می‌بیند، شامل شکل‌های ساده، درختان، خانه‌ها و غیره را نقاشی کند.
  • مرحله طرح ریزی: به زمانی گفته می‌شود که یک تم قابل شناسایی در نقاشی وجود داشته باشد و نقاشی‌ها واقعی‌تر باشند.

در گذار از مرحله اول به سوم، نقاشی‌های کودک شما از خط خطی‌های تصادفی به تصاویر مشخصی تبدیل می‌شود که یک بزرگتر معنا و مفهوم آنها را بدون پرسیدن از کودک می‌تواند بفهمد.

در طول این سه مرحله، معنا و مفهوم نقاشی های کودک، تکامل پیدا می‌کند. در ادامه مقاله، به بررسی موضوعات رایجی خواهیم پرداخت که احتمالا در خط خطی‌های کودک خواهید یافت. به علاوه معنی این اشکال نیز توضیح داده خواهد شد.

معنی و مفهوم خط خطی‌های کودک چیست؟

اولین مرحله از نقاشی کودک که شامل خط خطی کردن است، ممکن است بر روی کاغذ منطقی نداشته باشد، اما روانشناسان معتقدند که در این مرحله، نه خود نقاشی بلکه فرایند آن قابل بررسی است. کودک ممکن است مداد را روی کاغذ قرار داده، آن را به این طرف و آن طرف کشیده و صدایی شبیه به صدای روشن شدن موتور از خود تولید کند. اگر از این کودک بپرسید که چه چیزی کشیده است، ممکن است بگوید: «بابا که داره می‌ره سر کار»، که به این معنی است که خط خطی‌های تصادفی در واقع یک ماشین بر روی یک جاده است. برای یافتن معنا و مفهوم نقاشی های کودک، در صورت مشاهده‌ی خط خطی‌ها، ممکن است متوجه هیچ چیزی نشوید، اما دقت کردن به فرایند ایجاد آنها، شما را متوجه نکات خاصی خواهد کرد.

نقاشی خورشید خندان به معنی وجود چه احساسی در کودک است؟

 

یک خورشید کامل و خندان در وسط صفحه، نشان‌دهنده‌ی یک کودک سرحال، خوشحال و راضی است.

آیا صورتک‌ها و آدمک‌ها، افراد خانواده‌ی کودک را نشان می‌دهند؟

نقاشی صورتک معمولا خانواده‌ی کودک را نشان می‌دهد. شما می‌توانید مختصری از وضعیت احساسی کودک را با توجه به مکان هر صورتک در نقاشی، اینکه آدمک‌ها چطور در کنار هم قرار گرفته اند (که نشان‌دهنده‌ی فردی است که کودک احساس نزدیکی با او دارد)، اینکه کدام صورتک بزرگتر از همه به نظر می‌رسد (که نشان دهنده‌ی این است که از نگاه کودک، مهم‌ترین فرد خانواده کیست) و غیره، به دست آورید.

 

چه زمانی کودک به جزئیات نقاشی‌های خود اهمیت می‌دهد؟

هرچه شناخت کودک رشد بیشتری می‌یابد، او جزئیات بیشتری را به نقاشی خود اضافه خواهد کرد. کودکان معمولا به تدریج جزئیاتی از قبیل عینک پدر یا خال مادر خود را به نقاشی‌هایشان اضافه می‌کنند. کودکانی که دارای مشاهده‌ی قوی و دقیق هستند، قادرند که تفاوت‌های ظاهری فیزیکی را ملاحظه و درک کرده و حتی متوجه تفاوت‌های جنسیتی افراد باشد.

چه احساسی در کودک باعث کشیدن نقاشی سوراخی در زمین می‌شود؟

این مورد، نقاشی معمول کودکی است که به تازگی یک فقدان را تجربه کرده است. این فقدان معمولا به صورت مرگ یکی از اعضای خانواده یا مرگ یک حیوان خانگی است. اگر کودک در نقاشی خود تنها باشد، به این معنی است که به شدت احساس تنهایی و بی پناهی می‌کند.

آیا باید از وجود هیولا در نقاشی کودک خود بترسید؟

مفهوم نقاشی های معمول کودکان

بسیاری از داستان‌های کودک، دارای موجودات ترسناک و سیاه هستند، بنابراین چنین نقاشی‌هایی ممکن است به هیچ چیز غیر از تفسیر کودک از این داستان‌ها اشاره نداشته باشد. از سوی دیگر، روانشناسان بیان می‌کنند که کشیدن هیولا ممکن است یک مکانیزم مقابله در کودکی باشد که احساس ضعف و ناتوانی می‌کند.

معنی ابر و باران در نقاشی کودک چیست؟

وجود ابرهای زیاد و همچنین باران در نقاشی کودک، می‌تواند نشان از این باشد که کودک در حال تجربه‌ی اضطراب یا ترس است. اگر کودک به طور خاص این حس‌ها را داشته باشد، ممکن است خود را در حالی که زیر یک ابر ایستاده است، نقاشی کند.

کشیدن خانه توسط کودک چه معنی دارد؟

شما می‌توانید جزئیات جالبی را از قبیل تعداد پنجره‌ها، باز یا بسته بودن در یا وجود یک راه به سمت خانه و غیره را در خانه‌هایی که کودک در نقاشی‌های خود می‌کشد پیدا کنید. تعداد بیشتر پنجره‌ها نشان می‌دهد که کودک می‌خواهد مردم آنچه را که در خانه می‌گذرد ببینند. یک در باز نشان دهنده‌ی استقبال کودک از افراد دیگر است. از سوی دیگر، وجود یک راه به سمت خانه، می‌تواند یک کودک کاملا اجتماعی را نشان دهد که دارای تعاملات اجتماعی خوب با همسالان خود است.

وجود افراد عصبانی در نقاشی کودک، چه چیزی را درباره اعضای خانواده او نشان می‌دهد؟

کودکی که افراد و بخصوص اعضای خانواده را به شکل عصبانی می‌کشد، احتمالا در حال تجربه‌ی یک آسیب عاطفی است. در بسیاری از مواقع، این نقاشی‌ها همچنین در نتیجه‌ی بودن غیر عمد در معرض برخی از رسانه‌ها از قبیل فیلم‌های تلویزیون و ویدئوهای موجود در اینترنت است. اعمال این افراد در نقاشی‌ها نیز می‌تواند بخشی از معنی و مفهوم نقاشی های کودک را بر ما روشن کند: بزرگسالی که به شکلی در خطر است، می‌تواند نشان دهنده‌ی ترس از دست دادن یک عزیز برای کودک یا خشم کودک نسبت به آن فرد باشد. از سوی دیگر، آسیب زدن بزرگسال به کودک در نقاشی، ممکن است نشان دهنده‌ی سو‌ء استفاده از کودک در خانه یا ترس از بزرگسال نگران باشد.

چه زمانی برای بررسی معنا و مفهوم نقاشی های کودک مناسب است؟

با توجه به گفته‌ی مایکل ویمر، درمانگر هنر و متخصص بین المللی در زمینه‌ی نقاشی‌های کودکان، «والدین، مربیان و روانشناسان، نباید تنها به هدف تشخیص ترس‌ها و پریشانی‌های کودک یا ایجاد تغییرات بزرگ رفتاری، به دنبال تحلیل معنا و مفهوم نقاشی های کودک باشند. نقاشی‌ها یک ابزار اضافی و در دسترس برای درک رفتار روزانه است». در واقع، مطالعات و تحقیقات متعددی نشان داده اند که کودکانی که بیشتر نقاشی می‌کنند، واقعا خلاق‌تر و باهوش‌تر هستند.

 

گاهی اوقات کودکان ممکن است چیزهای خطرناکی بکشند: اسلحه، آتش، افراد عصبانی و غیره. در حالی که نقاشی‌های عجیب و غریب هیچ ایرادی ندارد، اما اگر کشیدن این جور چیزها یک روند در نقاشی‌های کودک شما شد، بهتر است با یک متخصص مشورت کنید. برخی از چنین موقعیت‌هایی که مشاهده‌ی آنها نیاز به مراجعه به روانشناس دارد، عبارتند از:

  • کودک به صورت مکرر، تصاویر خشونت‌آمیز را نقاشی کند.
  • کودک، فرد یا شیئی را بکشد که به صورت چشم‌گیری از خودش بزرگتر باشد.
  • کودک اجزای بدن انسان را به صورت جداگانه نقاشی کند.
  • کودک به شدت از رنگ‌های تیره و تصاویر ناخوشایند استفاده کند.

در زمان تحلیل معنا و مفهوم نقاشی های کودک، بسیار مهم است که به کل نقاشی او توجه کنید. هرگز به اتکای تفسیر خود از نقاشی کودک، نتیجه‌ای نگیرید. آنها ممکن است چیزهای زیبا، گیج کننده، مضحک، دیوانه‌وار و بامزه را بکشند. از کودک بپرسید که چه چیزی کشیده است و به یاد داشته باشید که لازم نیست از معنای هر خط خطی کودک، یک برداشت جدی و ناخوشایند داشته باشید.

کودک شما در نقاشی‌های خود از چه تصاویری بیشتر استفاده می‌کند شما چگونه این خط خطی‌های کودک خود را تحلیل می‌کنید؟ نظرات و تجربیات خود را از طریق کودکت با ما در میان بگذارید.

نباید ها در تربیت کودک حسود

علل ایجاد حسادت در کودکان از نظر روانشناسی و حسادت کودک به مادر و پدر بررسی شده است -4 دقیقه مطالعه این مطلب.

 

حسادت هیجانی است که خیلی آرام وارد زندگی کودک شما می شود.

این احساس می تواند از دوستان، خواهر و برادرها یا همکلاسی ها منشا بگیرد.

یک چیز ساده مثل دوچرخه جدید دوستش می تواند حسادت را در کودک ایجاد می کند.

حتما دوست دارید هر کاری انجام دهید تا این هیجان منفی را از بین ببرید.

ریشه حسادت در کودکان از نظر روانشناسی

حسادت در کودکی شروع می شود و احتمالا آتش رقابت را میان بچه ها روشن می کند. در زیر برخی از اشتباهات والدین آمده اند که ممکن است منجر به ایجاد حس حسادت در کودکان می شوند:

  1. لوس کردن کودک

اگر کودک را با نازپرورده کردن بیش از حد لوس کنید، او احساس یکتایی در خانواده می کند.

زمانی که کودک جدید وارد خانواده می شود یا زمانی که بین دوستانی می رود که از او قوی ترند، احساس ناایمنی خواهد کرد.

کودک فرزند تازه متولد شده یا دوستانش را دلیل ناراحتی خود می داند.

ممکن است از افسردگی رنج ببرد، مخصوصا زمانی که چیزی که می خواهد نمی گیرد و در بزرگسالی احساس حقارت برایش ایجاد خواهد شد.

  1. حمایت بیش از حد و افراطی

حمایت بیش از حد از کودک و همیشه او را از چنگال مسائل نجات دادن، باعث می شود زمانی که بزرگ تر شد و شما همراهش نیستید این احساس را داشته باشد که در بیابان به تنهایی رها شده است.

ممکن است محافظه کار افراطی، ترسو و خجالتی شود، و با دیدن یک کودک با اعتماد به نفس بالا احساس حسادت کند.

  1. فرزندپروری سخت گیرانه

کنترل بیش از حد نیز اشتباهی دیگری است که والدین مرتکب می شوند، بنابراین حسادت را در کودک رشد می دهد.

تنظیم قوانین خشک بدون توضیح دادن دلیل می تواند منجر به احساس حقارت در کودک شود.

او کمبود اعتماد به نفس را پرورش می دهد و احساس ارزش کمتری نسبت به دوستان و خواهر و برادرها پیدا می کند.

  1. مقایسه با دیگران

مقایسه کودک با دیگران یکی از خطرناک ترین علل ایجاد حسادت در کودکان از نظر روانشناسی است.

اشتباه خطرناک دیگر والدین مقایسه کودک خود با دیگر خواهر برادرها و کودکان است.

مقایسه کردن هیچ فایده ای ندارد و تنها منجر به حسادت، رقابت و کمبود اعتماد به نفس می شود.

  1. ایجاد رقابت ناسالم

دادن تکالیف برابر به کودکان و مقایسه نتایج با یکدیگر منجر به ایجاد فضای رقابتی ناسالم بین کودکان می شود.

ممکن است یک کودک در تکلیفی از دیگری بهتر باشد اما این به معنای برتری کلی او نیست.

بنابراین، اصرار بر انجام یک فعالیت بین هر دو، منجر به حسادت می شود.

  1. ترتیب تولد

یکی دیگر از علل ایجاد حسادت در کودکان از نظر روانشناسی است.

گاهی اوقات والدین بر اساس ترتیب تولد فرزندان توجه بیشتری به یک کودک می کنند.

برای مثال، فرزند اول زمانی که می بیند والدین به نوزاد تازه متولد شده توجه می کنند حسادت می کند، آمدن نوزاد جدید، زنگ خطری است برای کودک که مبادا جای او نزد والدین گرفته شود.

چه چیزی کودک را حسود می کند؟

حتی در سن سه و چهار سالگی کودکان به دلیل نیاز به امنیت احساس حسادت می کنند. 
خبر خوب این است که آنها در حال منطقی تر شدن هستند و همچنین توانایی درک نیازهای دیگران را دارند.
این بدان معنی است که ما به آنها کمک خواهیم کرد تا احساساتحسادت را به رسمیت بشناسند و از پس آن برآیند.

نکاتی که باید رعایت شود تا کودک نسبت به نوزاد تازه متولد شده حسادت نکند؟

کنترل حس حسادت در کودکان نسبت به نوزادی که تازه به دنیا آمده

 

حس حسادت در کودکان بزرگ تر نسبت به نوزادی که تازه به دنیا آمده امری شایع بوده و در همه جای دنیا دیده می شود. برای فرزند بزرگ تر از دست دادن برخی نیازهای حیاتی مانند توجه و زمانی که پدر و مادر صرف آنها می کنند امری ترسناک به نظر می رسد، بنابراین خواهر یا برادر بزرگتر خود را در رقابت با نوزاد تازه به دنیا آمده می بیند. به همین دلیل مهم ترین کاری که می توانید انجام دهید کم کردن حس حسادت در کودکان بزرگتر نسبت به عضو جدید خانواده است. باید به او بفهمانید، عشق ورزیدن و دوست داشتن نوزاد از عشق شما به او کم نمی کند و حتی با به دنیا آمدن نوزاد بیش از هر زمان دیگری عاشق او هستید.

روش های کنترل و کاهش حس حسادت در کودکان بزرگ تر
بنابراین اگر باردار هستید و یک یا دو فرزند دیگر نیز دارید با رعایت برخی نکات می‌توانید حس حسادت در کودکان بزرگتر را کم کرده و از همان ابتدا ارتباطی صمیمی و نزدیک بین آنها برقرار کنید.

1- اجازه دهید فرزندتان همه احساسات خود را درباره بارداری، زایمان و تولد نوزاد همچنین مسائل پس از آن را بیان کند و شما در پاسخ فقط با او همدردی کنید. به طور طبیعی فرزند بزرگتر همیشه به محبت و توجه شما و اطرافیان نسبت به عضو جدید خانواده حس حسادت می کند. او را با کمک کلمات و رفتار خود متقاعد کنید که عاشق او هستید. همچنین باید هر روز مدت زمان خاصی را به او اختصاص دهید و با او بگذرانید در طول این مدت بهتر است روی نقاط قوت و ویژگی های مثبت فرزند بزرگتر بودن، تاکید کرده و درباره مزایای آن صحبت کنید. او باید بداند که همیشه کودک شما است و کودک دوست داشتنی شما باقی می ماند. برخی از خواهر و برادرهای بزرگتر دوست دارند با نوزاد بازی کنند این بسیار خوب است بنابراین هرگز مانع بازی کردن آنها نشوید.

 

2- در دوران بارداری رابطه بین فرزند بزرگتر و همسر خود را تقویت و مستحکم کنید. زیرا پس از زایمان که بی وقفه مشغول نگهداری از نوزاد تازه رسیده خود می کنید، دوست دارید فرزند بزرگتر وقت بیشتری را با پدر خود بگذراند و از حضور پدر کنار خود لذت ببرد.

 

3- با کمک چند روش کودک را به برقراری ارتباط با نوزاد تشویق کنید.

نوزاد را با لقب هایی مانند “بچه ما”، ” خواهر تو” یا حتی “بچه تو” صدا بزنید با این کار او احساس مالکیت بیشتری می کند و همین امر باعث می شود آنها کمتر احساس درماندگی کنند و جایگاه خود را در خانواده در معرض خطر نبینند. بنابراین حس حسادت کمتری از خود نشان می دهند. (البته باید بدانیم هیچ کس مالک نوزاد نیست و او نیز مانند هر انسان دیگری مالک جسم و روح خود است. در واقع با دادن این القاب به برقرای و استحکام ارتباط بین فرزند بزرگ تر و نوزاد کمک می کنیم.)
همراه با فرزند بزرگتر کتاب هایی درباره تولد نوزاد مطالعه کنید.
در دوران بارداری فرزند بزرگتر را برای شنیدن صدای قلب جنین با خود به مطب پزشک ببرید.
اجازه دهید او وسایل اتاق، اسباب بازی ها و لباس های نوزاد را انتخاب کند.
به او اجازه دهید در رنگ آمیزی اتاق نوزاد به شما کمک کند و نظر دهد.
سعی کنید با کمک او اسم نوزاد را انتخاب کنید. ( بهترین حالت برای انتخاب اسم زمانی است که او اسمی را پیشنهاد کند و شما نیز آن اسم را بپسندید.)
از او بخواهید برای جمع آوری وسایل مورد نیاز در بیمارستان و آماده کردن ساک نوزاد به شما کمک کند. به خاطر داشته باشید در ساک نوزاد عکسی از او قرار دهید.

4- فرزند بزرگتر باید بداند هنوز نقش مهمی در خانواده دارد. او فرزند شما است و چیزی نمی تواند این واقعیت را تغییر دهد. اکنون او نقش خواهر یا برادر بزرگتر را دارد اما باید بداند همچنان می تواند به عنوان شخصی مستقل نقش مهمی در خانواده داشته و فارغ از خواهر یا برادر بزرگتر بودن شخصیت مستقلی در خانواده دارد.

ویژگی های مثبت شخصیت او را تقویت کنید. به عنوان مثال به او بگویید ” سارا تو چقدر خوب من را می خندانی.” ” در خرید از سوپر مارکت تو به بهترین شکل به من کمک می کنی.” به نکات خاصی اشاره کنید که کمک و مشارکت او را در خانواده نشان می دهد با این کار حس ارزشمند بودن او به عنوان یکی از اعضا خانواده پرورش می یابد. هر از چند گاهی به این حقیقت اشاره کنید که هر یک از اعضای خانواده در جایگاه خودشان اهمیت و ارزش خود را دارند و می توانند جایگاه خود را در خانواده حفظ کرده و نقش خاص و ویژه خود را ایفا کنند. همچنین او باید بداند برای اینکه بتوان شکل واحد خانواده را حفظ کرد باید همه اعضا خانواده در کنار یکدیگر و در نقش و جایگاه خاص خود قرار گیرند.

 

5- هر گونه تغییر بزرگ و غیر معمول مانند تغییر اتاق ها و دکوراسیون آنها، از شیر گرفتن یا آموزش توالت رفتن به فرزند بزرگتر را قبل از تولد نوزاد انجام دهید.

او برای عادت کردن با تغییرات جدید به زمان نیاز دارد و نباید این تغییرات را با تولد نوزاد مرتبط بداند.

 

6- تا جایی که امکان دارد با فرزند بزرگتر خود با مهربانی و آرامش رفتار کنید. دعوا و کمشکش را با فرزند بزرگتر کنار گذاشته همچنین بگو مگو و درگیری را به حداقل برسانید. او باید این اطمینان خاطر را داشته باشد که عشق شما به او با تولد نوزاد تغییر نمی کند. این امری طبیعی است اگر برای اطمینان از عشق شما نسبت به خودش گاهی اوقات شما را در بوته آزمایش قرار دهد.

 

7- با نشان دادن عکس های دوران نوزادی و کودکی روی ویژگی های خاص و منحصر به فرد او تاکید کنید به او یادآور شوید که کودکی فوق العاده بوده و اکنون نیز فوق العاده و دوست داشتنی است.

 

8- شما می ‌توانید فرزند بزرگتر خود را به کلاس های مخصوص تولد خواهر یا برادر کوچکتر ببرید. در این کلاس ها به آنها چگونگی بغل کردن نوزاد را آموزش داده همچنین توضیحاتی درباره نحوه به دنیا آمدن نوزاد می ‌دهند. در ضمن حضور در این کلاس ها فرصتی برای فرزند شما فراهم می کند تا بتواند درباره داشتن خواهر و برادر جدید بحث کند و احساسات خود را ابراز کند. اگر شما خودتان در این کلاس‌ها شرکت می‌کنید باید به کودک خود بفهمانید، در روزهای ابتدایی نوزاد زیاد گریه می ‌کند و نمی تواند برای مدت طولانی بازی کند، اما باید بداند نوزاد همیشه به خواهر و یا برادر بزرگتر خود نگاه می‌کند و به توجه و مراقبت او نیاز دارد.

 

9- شما باید با فرزند خود درباره اینکه در طول مدت زایمان و حضور شما در بیمارستان چه کسی از او نگهداری کند صحبت کرده و با هم تصمیم گیری کنید. این دوران می تواند زمان سختی برای خواهر یا برادر بزرگتر باشد، به او اطمینان دهید در مدت زمانی که شما کنار او نیستید این فرصت را دارد تا با کسی که دوست دارد زمان خود را بگذراند.

 

10- شما می‌توانید فرزند بزرگتر خود را برای زایمان و به دنیا آمدن نوزاد به بیمارستان ببرید. من به همین منظور پسر چهار ساله خود را به بیمارستان بردم و در طول مدت زایمان بالای سر من بود و دست مرا گرفته بود. او خیلی دوست داشت، هنگام تولد خواهر خود حضور داشته باشد و مراقب او باشد. البته من پیش بینی می کردم این بار نیز مانند دفعه قبل، زایمان راحتی داشته باشم اما در عین حال طوری برنامه ریزی کرده بودم که اعضای خانواده و دوستان نزدیکم هنگام زایمان کنار ما باشند و اگر طی فرایند زایمان با مشکلی روبرو شدیم یا پسرم خسته شد. من از قبل برای او کتاب های زیادی درباره تولد نوزاد خوانده بودم.

امروزه فیلم های ویدیویی بسیار خوبی در دسترس مادران قرار دارد و به کمک آنها می توانند فرزندان خود را برای زایمان و تولد نوزاد آماده کنند. شما با استفاده از این فیلم ها می‌توانید عکس العمل او را هنگام تماشای فیلم مشاهده کنید و این بهترین راهنما است که به کمک آن می توانید تشخیص دهید، آیا او آمادگی حضور در یک زایمان واقعی را دارد یا خیر.

 

11- به او گوشزد کنید سر و صدا کردن، ایجاد تنش و مشکل کار شما را سخت تر می کند در حالی که خود فرایند زایمان سخت ترین کار است. این مهم است که کودک بداند چه اتفاقی قرار است بیافتد مثلا باید بداند ممکن است ظاهر نوزاد پس از تولد عجیب به نظر برسد یا بریدن بند ناف هنگام تولد به نوزاد آسیبی نمی رساند.

 

12- اگر فرزند بزرگتر هنگام زایمان کنار شما حضور ندارد باید پس از تولد نوزاد در اولین فرصت، قبل از سایر نزدیکان و افراد دیگر به دیدن شما بیاید، لحظه ایی که او را می بینید به جای درگیر کردن خود با مشکلات و امور نوزاد، خوشحالی و احساسات خود را از دیدن او با شور و هیجان نشان دهید. به او اجازه دهید کنار شما بنشیند و نوزاد را در آغوش گیرد همچنین کمک کنید سر نوزاد را بو و نوازش کند.

دکتر لاورنس آبر، کارشناس روابط خانواده می‌گوید، سر نوزاد بوی خاصی (فرومون) می‌دهد و زمانی که شما آن را استنشاق می کنید عاشق نوزاد می شوید و احساس می کنید باید از او مراقبت کنید. هر چه فرزند بزرگتر نوزاد را بیشتر در آغوش گیرد ارتباط عاطفی بین آنها قوی‌تر و مستحکم‌تر و حس حسادت کمتر می‌شود.

 

13- طوری که فرزند بزرگ تر متوجه نشود از دوستان، آشنایان و هر کسی که به ملاقات شما می آید درخواست کنید به جای دادن هدیه به نوزاد، به فرزند بزرگتر شما هدیه دهند. در واقع با انجام این کار او تصور می کند اتفاقی افتاده که باید برای آن جشن گرفت همچنین باید هدیه خاصی از طرف نوزاد به خواهر یا برادر بزرگتر بدهید.

اهمیت خیال پردازی در کودکان (چگونه خیال پردازی کودک را سرکوب نکنیم)

خیال پردازی کودک مهم ترین عامل برای رشد شخصیت و مهارت‌های ارتباطی کودکان با دیگران است. کودک از طریق خیالات خود با شما صحبت می‌کند و جهان را با تصورات خودش تفسیر می‌کند. والدین باید در این زمینه کاملا هوشیارانه عمل کنند و نگذارند خیالات کودک افسار گسیخته یا سرکوب شود؛ چراکه در هر دو صورت کودک دچار آسیب خواهد شد. خیال پردازی باید در حد تعادل باشد و واالدین با برخورد صحیح خود رشد و پیشرفت فرزند خود را از طریق همین خیالات محقق سازند. لازم است که در این زمینه با روانشناس و مشاوره کودک در ارتباط باشید و نحوه برخورد با خیال پردازی کودک را یاد بگیرید.

 

خیال پردازی کودک چگونه است؟

خیال پردازی کودکان، تصاویر و فکرهایی در ذهن کودک هستند که واقعیت نداشته و بخشی از دنیای کودکان محسوب می‌شود و در روانشناسی کودک از آن به عنوان دریچه‌ای برای ورود به عالم کودکی استفاده می‌شود. کودک با استفاده از خیال پردازی خود سعی در ارتباط با شما و بیان افکار خود دارد. منظور از غیر واقعی این است که تصاویر ذهنی، مصداق و نمود بیرونی و در دنیای واقعی ندارد. به عنوان مثال خیال پردازی درباره یک اسب شاخدار که شب‌ها در تختخواب کودک می‌خوابد یک نمونه از خیال پردازی کودکان است که کودک با این خیال پردازی سعی در بیان افکار خود دارد.

خیال پردازی کودک خوب است یا بد؟

خیال پردازی کودک خوب است یا بد؟

وابستگی به تخیل، باعث جدا شدن کودک از دنیای واقعی می‌شود. تخیل و رویا‌ها تا اندازه‌ای که بی آزار باشند و روی کودک اثر منفی نگذارد، مفید هستند اما اگر باعث شب بیداری، شب ادراری، ترس و ناامنی، انزوا و مختل شدن روابط کودک شود لازم است که والدین از یک روانشناس کودک درخواست کمک کنند.

تخیل و دوستان خیالی، مزیت‌های زیادی دارد و به رشد و توسعه تخیل کودک و بهبود کیفیت روابط در بزرگسالی کمک می‌کند اما اگر دوست خیالی کودک، تنها دوست او می‌باشد، باید نگران کودک خود باشید. برای مطالعه در زمینه دوستان خیالی کودک کلیک کنید.

والدین باید تلاش کنند مرز بین واقعیت و خیال را برای کودک مشخص کنند. تفاوت آن‌ها را به او آموزش داده و علاوه بر کمک به پرورش تخیل او، کنترل اوضاع را در دست بگیرند.

تخیل کودک از چه چیز هایی ناشی می شود؟

عوامل مختلفی در تعیین میزان، نوع و شدت تخیل کودک دخیل هستند. عواملی مثل ژنتیک، تربیت، محیط و…

ممکن است کودک ژن خلاقیت و رویاپردازی را از والدین یا افراد دیگری دریافت کند و لازم است که والدین آن‌ها را کشف و پرورش دهند. .

همچنین عوامل محیطی نقش بسیار مهمی در تربیت تفکر خلاقانه کودک دارد. محیط مدرسه، محیط بازی، گروه دوستان و همسالان، همچنین اطرافیان و اقوام هم می‌توانند باعث شکوفایی خلاقیت یا سرکوب آن شوند. والدین باید به گونه‌ای اوضاع را کنترل کنند که خلاقیت کودک به او فشار روانی وارد نکند و در مسیر درست از آن استفاده نماید.

خیال پردازی کودک نشانه چیست؟

انیشتین می‌گوید تخیل از علم و دانش بهتر است. تخیلات، دری به سوی ساختن فضای ذهنی کودک می‌باشد. کودک با استفاده از تخیلاتش با شما صحبت می‌کند، افکار و دغدغه‌های خود را نشان می‌دهد و والدین باید با این مسئله بسیار هوشیارانه برخورد کنند. طبیعتا خیال پردازی نشانه ساختار سالم و پیشرفته مغز و عملکرد مناسب هوش کودک است، اما اگر کنترل نشده و محدوده آن مشخص نشود می‌تواند آسیب برساند.

چگونه پی به خیال پردازی های کودک ببریم؟

مهم ترین تیپ خیال پردازی برای کودکان، داشتن دوست خیالی است. با خواندن مقاله آموزش پدر و مادر روش مناسبی برای برخورد با کودک خود در پیش بگیرید. برای پی بردن به دوست دنیای خیالی فرزندتان سوالات زیر را بپرسید:

1. سوالات کودک

گاهی کودکان سوالاتی از شما می‌پرسند که نمی‌دانید چگونه و از کجا وارد ذهن آن‌ها شده است. سوالاتی در مورد جهان، خدا، تولد فرزند، فلسفه زندگی و این گونه سوالات نشان دهنده خیال پردازی کودک شما است.

2. رویاها

خواب‌ها و رویاهای شبانه کودک در درک فضای ذهنی او بسیار مهم است. کودک توانایی تمایز خیال و واقعیت را ندارد و لازم است که والدین رویا‌های کودک را جدی بگیرند. خواب دیدن را برای او تعریف کنند که کودک بداند اتفاقات دیده شده در خواب واقعی نیستند.

3. نقاشی

یکی دیگر از منابعی که کودک، خیالات خود را در آن پیاده می‌کند و از طریق آن با شما صحبت می‌کند نقاشی‌های اوست. شاید گاهی در نقاشی‌های کودک چیزهایی ببینید که کودک هیچوقت آن‌ها را ندیده است. بنابراین واکنش شما به نقاشی‌های او باید کاملا تشویق کننده و هوشمندانه باشد. از او بخواهید راجع به نقاشی خود به شما توضیح دهد و با هم آن را بررسی کنید. در زمینه تفسیر نقاشی کودکتان می‌توانید با متخصصین روانشناسی کودک در ارتباط باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر از روانشناسی کودک کلیک کنید.

4. بازی ها

کودکان بلند بلند فکر می‌کنند. مخصوصا هنگام تنها بازی کردن ممکن است داستان‌های زیادی را برای خود بسازند و بر اساس آن با اسباب بازی‌های خود کار کنند. بهتر است که فضای بازی کودک در اتاق خود او باشد تا بتواند ساختار خیال پردازی منسجم و منظمی داشته باشد. کودک در بازی‌هایش، جهان مورد علاقه خود را می‌سازد و تخیل و تصور‌هایش را روی جهان خودش پیاده می‌کند. برای آگاهی بیشتر از بازی کودک کلیک کنید.

5. استدلال ها

ممکن است زمانی که از کودک سوالی می‌پرسید یا سعی در بازخواست او دارید، جواب‌هایی بشنوید که در اوج عصبانیت باعث خنده شما شود. کودک به شما دروغ نمی‌گوید، بلکه در ذهن او زندگی شکل دیگری دارد و از نظر او هیچ کار اشتباهی صورت نگرفته. استدلال‌ها و توضیحات کودکتان در مقابل سوالات شما، می‌تواند نشان دهنده میزان خیال پردازی او باشد.

سرکوب یا پرورش خیال پردازی های کودک

چگونه بفهمیم کودکان خیال پرداز است؟

باید سعی کنید فضای مناسبی برای پرورش خلاقیت کودک فراهم کنید. تخیلات کودک می‌تواند تا بی نهایت ادامه داشته باشد و این وظیفه والدین است که با صبوری، پذیرش، توجه و عدم سرکوب و تنبیه، فضای ذهنی او را کنترل کنند و باعث نشوند که بیش از حد درگیر خیالات شده یا اینقدر خیالات خود را سرکوب کنند که عملکرد زندگیشان مختل شود.

خیال پردازی و همزادپنداری کودک با شخصیت های کارتونی

معمولا کودکان پس  از دیدن یک کارتون با آن شخصیت همزادپنداری کرده و خود را با ویژگی‌های اغراق شده آن شخصیت خیال می‌کنند. این مساله تا حدودی طبیعی است و به رشد ذهن کودک کمک می‌کند. اما باید مراقب باشید که همزادپنداری کودک با شخصیت‌های کارتونی افراطی نشود. مثلا کودکانی که ساعات‌های بسیار زیادی را وقف تماشای کارتون و بازی کامپیوتری می‌کنند، به دلیل همین همزادپنداری و خیال پردازی بیش از حد دچار آسیب می‌شوند. پس والدین باید به زمان وقت گذراندن کودک با دنیای مجازی نظارت داشته باشند و با تشویق او به بازی‌ها گروهی، خیال پردازی‌هایش را کنترل کنند.

تفاوت خیال پردازی در پسران و دختران

هم دختران و هم پسران خیال پردازی و همزادپنداری‌های خود را دارند و نمی‌توان دقیق گفت که این مساله در کدام جنس بیشتر است. اما تحقیقات نشان داده که هر دوی آن‌ها با توجه به خصوصیات خاص دخترانه و پسرانه شروع به خیال پردازی می‌کنند. یعنی دختران بیشتر خیال‌هایی با محتوای زیبایی و و قدرت‌های جادویی در خلق دنیا دارند و پسران قدرت انجام کارهای خاص و خارق‌العاده را خیال می‌کنند.

برخورد با خیال پردازی کودکان

زمانی که فرزندتان در مورد خیال‌های خود با شما صحبت کرد، باید به طور فعال به او گوش دهید و حتی وارد دنیای خیال او شوید. با گوش دادن دقیق به کودک می‌توانید مهارت حل مساله را به او آموزش دهید. هرگز خیال‌های کودک را دروغ نپندارید و با گفتن عباراتی همچون “دروغ نگو” او را نرنجانید. توجه داشته باشید که کودکان تا سن 5 سالگی هیچ نگرشی در مورد دروغ گفتن ندارند و تنها دنیا را از دریچه متفاوتی می‌نگرند. در مورد خیال پردازی‌هایش با او صحبت کرده و حتی بخواهید که آن‌ها را در قالب داستان و نقاشی برای شما توضیح دهد. برای کسب اطلاعات بیشتر از دنیای کودکان کلیک کنید.

کمک گرفتن از روانشناس

همانطور که گفته شد خیال پردازی کودکان تا حد زیادی طبیعی است و حتی به رشد و پروش آن‌ها نیز کمک می‌کند. اما برخی مواقع خیال پردازی به صورت افراطی می‌شود به طوری که ارتباط کودک با دنیا واقعی قطع خواهد شد. اگر احساس کردید که کودک تمام وقت خود را با دنیا و دوستان خیالی‌اش می‌گذراند و علاقه‌ای به شرکت در جمع‌ همسالان ندارد، باید حتما به روانشناس مراجعه کرده و از او کمک بگیرید.

ایا همه ی کودکان با خودشان حرف میزنند؟

علت حرف زدن کودک با خودش

برخلاف بزرگسالان، کودکان به شکل واضح‌‌تر و حتی با صدای بلند با خودشان صحبت می‌کنند. آن‌ها دنیای اطراف خود را فراموش کرده و کاملاً وارد دنیای خیالی‌شان می‌شوند.

ممکن است با خودشان یا عروسک‌هایشان حرف زده و از حرکات بدنی هم استفاده کنند. این‌گونه صحبت‌ها نمونه‌هایی از مکالمات خصوصی کودک را آشکار می‌کنند.

شما با آگاهی از روانشناسی کودک بهتر می توانید فرزند خود را درک کنید.
حرف زدن کودک با خودش شامل یک فعالیت سه مرحله‌ای است:

صحبت‌های خصوصی دربارۀ یک عمل یا نقشۀ انجام شده
یک فعالیت در حال انجام
نهایتاً نتیجۀ یک کار

تاثیر سن بر خود گویی های کودک

تحقیقات نشان داده کودکانی که در حین انجام دادن کارها با خودشان حرف می‌زنند از عملکرد بهتری برخوردارند. کودکان با گفتار خصوصی، دنیای درونی، تجربیات کسب شده، احساسات و افکار خود را آشکار می‌کنند.

موضوع صحبت‌های کودکان 4 ساله محدودتر و و گزینشی‌تر از کودکان سه ساله است. با رسیدن به سن 6 و 7 سالگی در اغلب کودکان این صحبت‌ها تمام می‌شود و هنگام انجام فعالیت‌ها و مواجهه با چالش‌ها و مشکلات گفتار خصوصی و بلند حرف زدن کودک با خود، تبدیل به گفتار درونی می‌شود.
فوائد حرف زدن با خود در کودکان

تحقیقات بسیاری نشان داده‌است که صحبت کردن کودک با خودش می‌تواند مزایای بسیاری برای آ‌ن‌ها داشته‌باشد. از جمله این مزایا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

یکی از عوامل مهم در حرف زدن کودکان با خودشان، هوش است. تحقیقات نشان داده است کودکانی که با خودشان صحبت می‌کنند نسبت به آن‌هایی که این کار را انجام نمی‌دهند از هوش بالاتری برخوردارند.
این نوع حرف زدن نشان دهندۀ این است که کودک در حال رشد کردن است؛ زیرا هنگامی که کودکی با خودش صحبت می‌کند، خانواده و اطرافیان خود را از مفاهیم و موضوعاتی که دربارۀ آن‌ها یاد گرفته آگاه می‌کند.
کودکانی که بیشتر با خودشان حرف می‌زنند، خود-کنترلی در حال رشدی دارند و کمتر تکانشی عمل می‌کنند.
گفتار خصوصی با استفاده از تصویرسازی ذهنی و قدرت تخیل به کودکان کمک می‌کند تا بتوانند کارهای خلاقانه‌ای انجام دهند و بتوانند تجارب کسب شده خود را به شیوه­ای جدید ارائه دهند.
حرف زدن کودک با خودش منجر به تقویت قوه‌ی تخیل و پرورش خلاقیت در او می‌شود. علاوه بر حرف زدن، هنر و نقاشی کشیدن از جمله مسائلی است که خلاقیت کودک را پرورش می‌دهد.

چه موقع نگران حرف زدن کودک با خودش باشیم ؟

کودکان اغلب در دنیای خیالی خود با خودشان، عروسک‌ها، دوست‌ها و حتی حیوانات خیالی صحبت می‌کنند. ممکن است چیزهای جدیدی که یاد گرفتند را در مکالماتشان استفاده کنند یا حرف‌های بزرگ‌ترها را تکرار کنند.

اما این مسئله مهم است که چه موقع باید نگران این حرف‌ زدن‌ها باشیم؟ برخی کودکان در مکالماتشان با خودشان جملات و حرف‌هایی را تکرار می‌کنند، اگر این امر برای مدتی طولانی و به شکلی غیرعادی ادامه پیدا کند، ممکن است نشانه‌ای از مشکلات رشدی باشد. لازم است والدین از آموزش‌های لازم برای شناسایی مشکلات کودکشان بهره‌مند باشند.
واکنش صحیح به حرف زدن کودک با خودش

یکی از دلایل حرف زدن کودک با خودش می‌‌تواند احساس تنهایی و کمبود توجه باشد. بنابراین زمانی که متوجه می‌شوید کودکتان زیاد با خودش صحبت می‌کند به او توجه کنید و برایش ارزش قائل شوید. با دقت به حرف‌هایش گوش کنید و از تظاهر کردن بپرهیزید.

زمانی که از شما حس ارزشمند بودن و توجه دریافت کند اعتماد به نفسش نیز افزایش پیدا می‌کند. زمانی که کودک با خودش صحبت می‌کند، در مورد دوست خیالی‌اش از او سؤال بپرسید. این سؤال‌ها باعث می‌شود با خلقیات و علائق او بیشتر آشنا شوید و علاوه بر این به رشد تکلم او نیز کمک می‌شود.

البته توجه داشته‌باشید که توجه بیش از حد به حرف زدن کودک با خودش و دوستان خیالی‌اش منجر به تشویق او به این کار می‌شود و ممکن است باعث فاصله گرفتن کودک از جمع شود. به گونه‌ای که تنها تمایل داشته‌باشد با دوست خیالی‌اش صحبت کند.

نفخ و دل پیچه نوزادم تا کی ادامه دارد؟

علائم دل پیچه نوزاد چیست؟

راهکارهایی برای آرام کردن دل پیچه نوزاد

 

دل درد یا دل پیچه نوزاد عبارت است از گریۀ دیوانه وار طولانی مدت نوزادی که صرف نظر از این عارضه، دارای بدنی سالم و تغذیۀ کامل است، به نظر می رسد بیماری دل درد نوزاد بین ۱۰ الی ٢۵ درصد نوزادان کمتر از ۳ ماه را مبتلا کند.

تمامی نوزادان در سه ماهه اول زندگی بیش از هر زمان دیگر در زندگی خود گریه می کند، ولی دل پیچه نوزاد موردی متفاوت است. بعضی از پزشکان آن را توسط یک قانون سه قسمتی تعریف می کنند: سه ساعت گریه کردن در هربار، حداقل سه بار در هفته، حداقل به مدت سه هفتۀ متوالی که معمولاً بین هفته سوم و ششم زندگی آغاز می شود.

عارضه دل درد نوزاد معمولاً به طور ناگهانی در ساعات شب شروع می شود، بسیاری از نوزادان در صورت ابتلا به این عارضه به شدّت گریه کرده، اصلاً آرام نمی گیرند و مشت های خود را گره کرده و پاهای خود را صاف می کنند، هر نوزاد با بقیه متفاوت است، اما دل پیچه نوزاد معمولاً بعد از حدود سه ماه برطرف می شود.

چرا دل پیچه نوزاد را درگیر می کند؟

 

برای عارضه دل پیچه نوزاد ، جواب قانع کننده ای وجود ندارد، برخی به این صورت نظریه پردازی می کنند که این عارضه ناشی از نارسایی دستگاه گوارشی نوزاد یا حساسیت نسبت به غذاهاست، برخی دیگر معتقدند که ممکن است این عارضه سیستم عصبی در حال رشد یا خلق و خوی نوزاد باشد

که به تحریک بیش از حد او کمک می کند، دل پیچه یا دل درد نوزاد علی رغم اینکه می تواند باعث شود والدین احساس درماندگی و گناه بکنند، یک حالت موقتی است و علامت یک مشکل بلند مدت نیست.

هنگام دل پیچه نوزاد ، چگونه او را آرام کنیم؟

 

هر نوزادی با بقیه نوزادان تفاوت دارد و برای آرام شدن نیازمند اقداماتی متفاوت است، پس شاید لازم باشد شما راهکارهای جدیدی را آزمایش کنید تا بفهمید کدام یک برای آرام کردن هنگام دل درد نوزاد شما ، از بقیه بهتر است. ما پیشنهاد هایی برای شما داریم :

سعی کنید یک محیط آرام بخش ایجاد کنید که یک موقعیت شبیه سازی شده از زندگی نوزاد در داخل رحم شما باشد: یعنی جایی دنج، گرم، و آرام. برای آرام کردن دل پیچه نوزادتان را به طور سفت داخل یک پتو بپیچید، او را داخل بازوهایتان یا درون یک گهواره متحرک تکان دهید، سعی کنید او را در یک حالت قائم نگه دارید تا به او کمک کنید کمی از گاز بدنش دفع کند.

بعضی از نوزادان با صداهای بلند یکنواخت از قبیل صدای جارو برقی، ماشین ظرفشویی، دستگاه لباس خشک کن، یا ماشین صدای سفید (ماشین صدای سفید دستگاهی است که بطور تصادفی صدایی تولید می کند

که شبیه به صدای آبشار در حال ریزش یا وزش باد از میان درختان است) آرام می گیرند که همۀ اینها احتمالاً نوزاد را به یاد صدای اندام های داخلی در درون بدن شما می اندازد، یا می توانید برای آرام کردن دل درد نوزاد با یک بار ماشین سواری کردن، صدا و حرکت را با هم ترکیب کنید.

راه حل های دیگر عبارتند از: یک دوش آب گرم، قرار دادن یک حولۀ گرم یا بطری آب داغ بر روی شکم نوزاد (اطمینان حاصل کنید که درجه حرارت حوله یا بطری به پوست او آسیبی نرساند.)، یا استفاده از پستانک. بعضی از والدین می گویند که یک داروی بدون نسخه به نام سیمتیکون، که احتمالاً باعث کاهش گاز روده می شود، علائم دل پیچه نوزاد را بهبود می بخشد.

شنیدن صدای گریه نوزاد می تواند نا امید کننده و طاقت فرسا باشد، یک پیشنهاد خوب این است که زمانی که دل درد نوزاد شدید است ، بطور نوبتی به همراه یک نفر دیگر نوزاد را بغل کرده و او را آرام کنید، چنانچه مجبور هستید به مدت چند دقیقه نوزادتان را داخل تختخوابش یا هر جای امن دیگر قرار دهید تا استحمام کنید ( یا خودتان هم بطور کامل و اساسی گریه کنید)، خیالتان آسوده باشد که تنها گذاشتن او به مدت چند دقیقه، حتی اگر گریه هم بکند، به او آسیبی نخواهد رساند.

اگرچنانچه گریه نوزادتان صدایی جیغ مانند و حاکی از درد باشد، یا اگر روند افزایش وزن نوزادتان متوقف شود، یا اگر نوزادتان تب داشته باشد، یا اگر علائم دل پیچه نوزاد تا بعد از سه ماهگی هم ادامه یابد، موضوع را حتماً به پزشک خود اطلاع دهید، چراکه اینها ممکن است علایم مشکلاتی در سلامتی نوزاد باشند.

تذکّر: اگر با خوردن این عرقیات، کودک دچار گرمی می شود؛ کمی عرق کاسنی به آنها بیافزایید.
یک قاشق چایخوری زیره سبز شسته شود و در یک استکان آب جوش ده دقیقه دم بکشد و بعد با کمی نبات شیرین کرده قاشق قاشق به نوزاد بدهید.

از روشهای مفید دیگر این است که شکم کودک را روزی یک دو بار با روغن زیتون تصفیه نشده به صورت دورانی(به مرکزیت ناف) و در جهت عقربه های ساعت به آرامی ماساژ دهید تا روغن به خورد پوست کودک برود.

گرم کردن موضعی مثل گذاشتن حوله یا پارچه گرم روی شکم نوزاد نیز روش موثّری در کاهش نفخ و دل پیچه کودک است.

ترنجبین یک داروی آزموده شده است. روزی یکی دو بار و هر بار نصف قاشق چایخوری ترنجبین را در نصف استکان آب جوش حل کرده صاف کنید و به تدریج به نوزاد بخورانید. ترنجبین نیاز به شیرین کردن ندارد و خودش به اندازه کافی شیرین هست. این داروی خوشایند، علاوه بر کاهش نفخ نوزاد، یک آرامبخش و خواب آور موثّر نیز هست؛ همچنین به علّت ارزش غذایی بالا، ترنجبین یک داروی ایده آل در نوزادانی است که به علّت کمبود شیر مادرشان دچار مشکل هستند.

برای افزایش اثر این نسخه می توانید ترنجبین را به جای آب، در عرق شیرین بیان یا بابونه حل کنید. اگر مشکل بی خوای کودک شدید است افزودن چند قاشق غذاخوری گلاب به این ترکیب هم خیلی خوب است.

توصیه اکید می کنم که با مصرف داروهای آرامبخش و ضدّ نفخ شیمیایی( که از اتّفاق، اکثرا اثربخشی مناسبی نیز ندارند) به کودک دلبند خود خیانت نکنید و مطمئن باشید که با به کار بستن دستورات ساده فوق، به نتیجه مطلوب خواهید رسید.

یک نکته مهم در درمان بسیاری از این نوزادان، پرهیز مادر او از شیر و لبنیات گاو و هر خوراکی که حاوی آنها باشند است.

به تجربه ثابت شده است که بعضی صداهای خاص باعث آرامش نوزاد می شوند. مثلا بعضی از آنها با شنیدن صدای جاروبرقی آرام می گیرند و بعضی بچّه های دیگر را تنها اگر سوار اتوموبیل خود کرده به گردش و گذار مشغول شوید، از دست گریه تمام نشدنی آنها آسوده خواهید شد.

 

بهترین و سریع ترین راه درمان دل پیچه در نوزادان کدام است؟10:57 ب.ظ ‎

تاثیر قصه گویی بر رفتار و آینده کودکان

همه ما در کودکی علاقه مند به شنیدن داستان های مختلف قبل از خواب بودیم . قصه گویی والدین برای کودکان نه تنها سرگرم کننده است ، بلکه دارای مزایای بی شماری در رفتار و آینده کودک نیز است.

فواید قصه گویی برای کودکان

تاثیر قصه گویی بر زندگی و آینده ی کودک یک امر ثابت شده است به طوری که امروزه کارشناسان برای برخورد با کودک پرخاشگر و لجباز روش قصه درمانی را پیشنهاد می کنند. در این قسمت به ارائه اطلاعاتی در این زمینه خواهیم پرداخت.

Continue reading “تاثیر قصه گویی بر رفتار و آینده کودکان”